چگونه اعتماد سازی کنیم؟ 2

تجارت

چگونه اعتماد سازی کنیم؟ 2

شما به مشتری می گویید پول را به حسابم واریز کنید ، به شما می گوید که من چطوری می توانم اعتماد کنم؟ ببخشید ولی من شناختی از شما ندارم. این دومین مقاله از سری مقاله های اعتمادسازی در تجارت است با ما همراه باشید تا سه نکته مهم دیگر که باعث می شود مشتری سریع تر به شما اعتماد کند را با هم بررسی کنیم.

 

 

مورد چهارم : روش های مختلف پرداخت به مشتری ارائه دهید

به مشتری می گوییم : فلان مقدار پول واریز کنید

می ‌گوید : من چجوری به شما اعتماد کنم؟ چطور می توانم بدون اینکه از شما شناختی داشته باشند پولم را به حساب شما بزنم؟

-اوکی می‌توانید یک پیش پرداخت بزنید

-نه پیش پرداختم مبلغش برای من زیاد است

خب شما اینجا می‌توانید یک روش دیگر به او بدهید ، حالا با توجه به کسب و کاری که دارید.

مثلاً بگویید خودتان ماشین بفرستید و همینجا جنس را بار بزنید و ببرید.

یا اگر این هم قابل قبول مشتری نبود مثلاً بگویید آقا خودتان می توانید تشریف بیاورید دفتر حضوری کارت بکشید و رسید از ما بگیرید.

 

 

به این صورت روش های مختلف پرداخت به مشتری بدهید که مشتری ببیند و اعتماد کند.

هر چند که در اکثر مواقع با اینکه روش های مختلفی به او می‌دهید ، اجرا نمی‌کند و همان روش اول را انجام می دهد و این روش ها فقط به او اطمینان می‌دهد که شما در کار خود وارد هستید ، به دنبال انجام شدن کار هستید نه به دنبال گرفتن پول به هر نحوی.

این روش خود می‌تواند در مشتری یک حس اطمینان ایجاد کند که سریع تر به شما اعتماد کنند و خرید کند حالا چه روش اقساطی چه پیش پرداختی و … به کار بگیرید.

 

مورد پنجم : بهترین ها را برای مشتری بخواهید

به عنوان مثال یک مشتری که در مشهد است کالایی از شما می‌خواهد و جنس شما در اصفهان است.

شما به مشتری می گویید : ” جنس در اصفهان است اگر از آنجا بفرستم هزینه حمل آن زیاد می شود و برایتان نمی صرفد ، انتخاب با خودتان است ، اگر صلاح می دانید میتوانم جنس را از تهران یا سمنان برای شما بفرستم که نزدیک تر هستند. ”

هدف از این جملات این است که شما به مشتری بفهمانید که بله به فکرش هستید اینطوری حس اطمینان در مشتری شکل می گیرد که به این فکر کند : ” بله این شخص به فکر من است و می‌خواهد کار من راه بیفتد و نیاز من سریع برطرف شود ”

پس بهترین ها را برای مشتری بخواهید و با او هم همدردی کنید.

طوری فکر کنید که پولی که می دهد انگار آن پول از جیب خودتان است و سعی کنید کمترین هزینه را بپردازد و بهترین کیفیت ، بهترین جنس را دریافت کند.

این در ناخودآگاه مشتری رخنه می‌کند و باعث می‌شود که به شما اعتماد کنند.

 

مورد ششم : صداقت خودتان را نشان دهید

نشان دهید که چقدر در کارتان صادق هستید خیلی از مواقع مثلاً جنسی که تحویل می‌دهید ، جنس درجه دو است.

خیلی راحت این را به ما بگویید که آقا این جنس درجه دو است.

 

 

برای مثال آقای پور دانش که تجارت غلات می کنند ، وقتی گندم می فروشند وقتی درجه دو است به مشتری اطلاع می دهند و می گویند که اگر مثلاً برای مرغداری می‌خواهید این گندم مناسب نیست. برای مرغداری بخواهید جنس بهتری داریم و این گندم فقط مناسب مصرف دام است.

شما هم خیلی صادقانه همه چیز را با مشتری در میان بگذارید و سعی نکنید که به هر نحو شده کالا را بفروشید.

چون همین قضیه در ناخودآگاه مشتری رخنه می کند و می فهمد که آیا با صادق هستید یا نه دروغ می‌ گویید و به هر نحو آن جنس را غالب کنید برود.

نکته بعدی در صداقت این است که خیلی اغراق نکنید و در مورد خود و خدماتتان صادقانه آن چه که هستید را بگویید ، این که مثلاً من آمده ام که یک نیاز را برآورده کنم تا یک روزی از سمت خدا سمت من بیاید.

پس اغراق نکنید که من مجموعه فلان هستم و فلان خدمات را دارم در کشور های مختلف.

پس آن چیزی که نیستید را به رخ مشتری نکشید.

صادق باشید ، صداقت همیشه باعث اعتماد می شود و مشتری سریع تربه شما اعتماد می‌کنند ، پرقدرت تر می آید و با شما معاملات تجاری انجام می دهد.

خیلی از مواقع جنس ما در انبار است و مشتری از بندر جنس می‌خواهد ، این را مخفی می کنیم و به مشتری نمی گویم.

خیلی صادقانه حقیقت را بگویید.

اینکه در روند فروش شما هیچ تاثیری نخواهد داشت.

همین صداقت معجزه می کند.

درباره نویسنده

admin3

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×